از انقراض آهو تا
خالی شدن جیب شما
از پیش میدانستم که بسیاری از مردم، حفظ محیط زیست (طبیعت) را امری تشریفاتی و شاید فانتزی میپندارند. در گفتگوهایی که با دوستانم داشتم، دریافتم که اغلب آنها که از قشر دانشجو یا از فارغ التحصیل های دانشگاه هستند نیز، چنین تصوری از حفظ محیط زیست دارند. پس وظیفه خود دانستم که مقاله ای هر چند کوتاه برای آگاه کردن دوستانم از ضرورت حفظ محیط زیست بنویسم. شاید مقاله زیر کاملا ً فنی و علمی نباشد ، اما به میزان درک من از ضرورت این مطلب، به عنوان یک علاقه مند به طبیعت است.
شاید حفظ طبیعت برای ما اهمیتی نداشته باشد . و با وجود شرایط همیشه بحرانی کشورمان و مشکلاتی که هر روزه با آنها دست به گریبانیم ، این امر برای ما به هیچ وجه در الویت هایمان نباشد . اما آیا چیزهایی که برایمان اهمیت ندارند، نمیتوانند بر زندگی مان تاثیر گذار باشند.
ما برای زیستن نیاز به طبیعت داریم. چون تمام منابعی که از آنها بهره میبریم از طبیعت است . از منبع انرژی گرفته تا غذا،هوا، پوشاک ، مسکن و...... . پس آسیب به طبیعت میتواند عواقب وخیمی برای ما داشته باشد. حال آیا انقراض گونه ای از موجودات میتواند بر زندگی ما تاثیر گذار باشد. در ادامه توضیح خواهم داد که چگونه این امر موجب ناهنجاری های اجتماعی میشود.
طبیعت دارای چرخه هایی است که آن را (Ecosystem) نامیده اند. طرز کار این چرخه ها در طول مدت ملیون ها سال به صورتی شکل گرفته که در آن هر گونه، بخشی از این چرخه را اشغال کرده ، و وظیفه خاصی در قبال آن دارد. هیچ چیز در این چرخه ها اتلاف نمیشود. مثل وقتی که آهو علف را میچرد و مدفوع او خاک را حاصلخیز کرده و برای رشد مجدد علف آماده میکند. به طور ساده آن را شبیه یک چرخ دوچرخه تصور کنید و هر گونه را به جای هر یک از اسپوک های چرخ قرار دهید.شکستن یکی از این اسپوکها و بی توجهی به آن نهایتا ً موجب خراب شدن چرخ و دوچرخه میشود.
در هر منطقه تعداد زیادی از این چرخها وجود دارند که با هم مرتبط اند و اختلال در یکی از آنها باعث اختلال در همه میشود. حال آیا انقراض گونه ای از آهو میتواند بر زندگی ما تاثیر گذار باشد؟ جواب ساده است. هر گونه از چرندگان از انواع خاصی از گیاهان منطقه استفاده میکند. که در واقع با چرای خود هم آنها را هرس کرده و به وسیله مدفوع خود باعث انتشار بذر آن میشود. از بین رفتن آهو مساوی است با از بین رفتن گیاه و ازبین رفتن گیاه مساوی است با از بین رفتن پرندگان و حشرات وابسته به آن که باز هر کدام عضوی در چرخه های دیگرند. از طرف دیگر این امر باعث کاهش تعداد گوشتخاران منطقه میشود که باز با افزایش گونه ای دیگر از چرندگان دنبال میشود و خود باعث افزایش فشار چرا بر انواعی از گیاهان میشود. در نتیجه افزایش فشار چرای گونه ای، و از میان رفتن انواع وابسته به آهو ی مذکور، باعث از نابودی گیاهان محافظ خاک شده و این امر خود موجب از بین رفتن لایه حاصلخیز خاک به هنگام بارندگی میشود. این باران هم مرتع و زمینهای کشاورزی را از بین میبرد و هم رسوبات آن، سدهای ما را پر میکند. حال نه مرتعی برای چرا میماند و نه زمینی برای زراعت. پس باعث مهاجرت روستاییان به شهر ها میشود. حال آنکه مهاجرت و تولید کم مواد غذایی (که باعث گران شدن غذا میشود) موجب افزایش فقر میان مردم میشود. حال روستایی تازه شهر نشین شده ای داریم، که هم باید با فقر دست و پنجه نرم کند و هم از ریشه های فرهنگی خود بریده شده است. به نظر شما احتمال اینکه دچار آسیبهای اجتماعی شود چقدر است؟
خوب حالا میرسیم به خودمان. من و شمای شهر نشین حالا دنبال کار، مسکن ، امنیت ، رفاه و.... میگردیم اما شهر آنچنان شلوغ شده که یافتن اینها از عهده رستم دستان هم بر نمی آید. و از طرف دیگر تعداد لاتها و دزدها نیز افزایش میابد که همان روستایی بخت برگشته است که به ناچار مهاجرت کرده است. ( البته قصد توهین ندارم . بسیاری از روستاییان تازه شهرنشین شده با وجود فقر شدید، شرافتمندانه زندگی میکنند) . خوب آیا این امر را نمیتوان علت افزایش مزاحمین نوامیس ، دزدی ، جیب بری ، زور گیری و.... دانست؟ و آیا بسیاری از مشکلات امروز ما از جمله آلودگی هوا، افسردگی فراگیر، نا امیدی و..... را نمیتوان ناشی از رفتار بد ما و دولتمردان مان با طبیعت دانست؟
علاوه بر موارد فوق باید متذکر شوم که بسیاری از مردم به طبیعت علاقه مند هستند ( از جمله خود من) و نابودی آن به معنای محرومیت از دیدن مناظر آن و لذت بردن از زیبایی های آن است. اگر شما علاقه ای ندارید ، آیا میتوانید ادعا کنید که تا به حال در یک روز تعطیل از آن بهره نبرده اید؟ و یا فرزندان شما و نسل آینده هم علاقه ای به آن نخواهند داشت؟
از یکی از دوستانم شنیده بودم که میگفت " بال زدن پروانه ای در ژاپن میتواند موجب کشته شدن فردی در آمریکا بواسطه طوفان شود". شاید دور از ذهن باشد اما بعید نیست.