تبليغاتX
بالابان
بالابان
ارزش زيست‌محيطي تالاب‌ها، 10 برابر جنگل‌ها و 200 برابر زمين‌هاي زراعي است.
ما و طبیعت

ظاهر مدرن ، افکار بدوی

 

 نقدی بر برخی رفتارهای نا درست ما با

 طبیعت و موجودات زنده است

 

آنچه که مرا به نوشتن این مقاله وا داشت ، تصویر دلخراشی است که چند روزی فکر من را به خود مشغول کرده است. هنگامی که داشتم از مقابل یک پرنده فروشی میگذشتم صدای جیغ و داد مرغی را شنیدم که در دست پرنده فروش ( که دختر جوانی بود)  بال و پر میزد. زن دیگری که لباسهای امروزی به تن داشت، پراید خود را مقابل مغازه پارک کرده  و در کنار دختر پرنده فروش ایستاده بود. در همان لحظه دو کودک که لباسهایی به سبک لباسهای کودکان اروپایی به تن آنها کرده بودند، با اشتیاق از اتوموبیل پیاده شدند تا صحنه ذبح ( کشتار) مرغ فلک زده را ببینند. دختر پرنده فروش که مرغ را از گردن گرفته بود همانطور که پرنده فلک زده  پر و بال میزد تا خود را برهاند ، آن را دور سر زن و کودکانش می چرخاند. سپس مرغ را به جوی مقابل مغازه برد ، و سر برید.

   


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  87/04/22ساعت 10:55  توسط فرهاد معینی زاده  | 

ابیانه
 
 
 
 
ابیانه با خط 11
 
گزارشی از سفر پیاده من به ابیانه
 
جونم براتون بگه که فکر این سفر وقتی به سرم افتاد که یکی از دوستام جریان سفر پیاده اش رو در تابستان سال هشتاد وپنج در مسیر جاده اصفهان تهران برام تعریف کرد منم که عاشق این کارام پس همون موقع با دوستم قرار گذاشتم که تو اردیبهشت سال بعد با هم پیاده به ابیانه بریم
چنتا نقشه جور کردم و در همین حین یکی از دوستای دیگرم به اسم سامان که از برنامه ما خبر دار شده بود خواست تا با ما بیاد
چند ماهی گذشت و موقع سفرمون شد برنامه ها رو چیده بودیم که سامان گفت نمیاد. ای بابا خلاصه شب آخر نظرش عوض شد و قرار شد بیاد
فردا صبح من و سامان کوله ها رو که هر کدوم ده- پونزده کیلو وزن داشت رو برداشتیم و به طرف خونه دوست دیگرم یعنی جواد عازم شدیم حالا ما دم در خونشون وایساده بودیم ام هر چی زنگ میزدیم هیشکی در رو باز نمیکرد
سامان جواد یعنی کوجاس
نمیدونم چی بگم
نکنه اسکلمون کرده
نه بابااااا همچین بچه ای نیس
پس کودوم گوریه
شاید مشکلی براش پیش اومه
خلاصه که تا ساعت یازده وایسادیم و جواد نیومد بعدا فهمیدیم که اشتبا ها به جرم زور گیری گرفتنش
ما که قرار بود از جاده قدیم اصفهان نطنز بریم برای خودمون مسیری میون بر از رو نقشه پیدا کردیم و راه افتادیم
 
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  87/04/12ساعت 13:21  توسط فرهاد معینی زاده  |